نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار . . . . چکنم حرف دگر یاد نداد استادم
سید شهیدان اهل قلم، سید مرتضی آوینی:
هنر آن است که بميري پيش از آنکه بميرانندت و مبداء و منشاء حيات آنانند که اينگونه مرده اند... خون حسين (ع) و اصحابش کهکشاني است که بر آسمان دنيا راه قبله را مي نماياند... پندار ما اين است که ما مانده ايم و شهداء رفته اند، اما حقيقت آن است که زمان ما را با خود برده و شهداء مانده اند... زندگي زيباست اما شهادت از آن زيباتر است... حب حسين (ع) سرالاسرار شهداست... از عاشوراي سال 61 هجري ديگر زمان از عاشورا نگذشته است و همه روزها عاشوراست... کربلا حرم حق است و هيچکس را جز ياران امام حسين (ع) راهي بسوي حقيقت نيست... حقيقت هنر نوعي معرفت است که در عين حضور و شهود براي هنرمند مکشوف مي گردد... هنر شيدايي حقيقت و تجلي شيدايي است
   1   2      >








خانم رجبي، نويسنده و منتقدي که نوشتارهايش با استقبال بي‌نظير خوانندگان اعم از مخالف و موافق همراه است، سومين سايت خود را راه‌اندازي کرد. در مطلبي که وي به همين مناسبت در پايگاه شخصي خود نوشته، آمده است: ملت ايران بايد بدانند با همه تنگناها، "سايت سوم" را راه‌اندازي کردم. اعلان مي‌کنم که اين سايت fatemerajabi.net مطابق روال قانوني ثبت گرديده است.










سايت سوم خانم فاطمه رجبي طبق روال قانوني ثبت و راه‌اندازي شد


خانم رجبي، نويسنده و منتقدي که نوشتارهايش با استقبال بي‌نظير خوانندگان اعم از مخالف و موافق همراه است، سومين سايت خود را راه‌اندازي کرد. در مطلبي که وي به همين مناسبت در پايگاه شخصي خود نوشته، آمده است: سايتِ اول تعطيل شد، غيرقانوني، بدون اخطار، بدون شکايت؟!، ... سايتِ دوم حتي مهلت "يک ماهه" هم نيافت و بدون اخطار و احضار و ... غيرقانوني تعطيل شد. ملت ايران بايد بدانند با همه تنگناها، "سايت سوم" را راه‌اندازي کردم. اعلان مي‌کنم که اين سايت fatemerajabi.net مطابق روال قانوني ثبت گرديده است.


گفتني است، طراحي زيبا و استفاده از شيوه‌هاي نوين برنامه‌نويسي از ويژگي‌‌هاي سايت جديد خانم رجبي است.


متن اولين يادداشت خانم رجبي در سايت جديد، در پي مي‌آيد: 


از يک سو رسانه ضرغامي، روزنامه‌ها، نشريات، تريبون‌ها، مجلس و ... همه آزادند تا نقد کنند، دشنام دهند، تخريب کنند، دروغ بگويند، تهمت بزنند، و در اين عرصه نه شخصيتي چون حضرت آيت‌الله مصباح در امان است که به دليل آن جايگاهي، رکني عظيم در روحانيت شيعه است، و نه رئيس‌جمهور که طبق قانون اساسي شخص دوم کشور مي‌باشد. آفرين به اين همه تحمل و سعه صدر و آزادي‌خواهي!


از سوي ديگر با وجود سايت‌هاي لجن‌پراکن سياسي که حتي نسبت به ساحت مقام معظم رهبري اتهام مي‌زنند، و سايت‌هاي مستهجن اخلاقي و ... فقط سايت فاطمه رجبي مستوجب تعطيلي غيرقانوني است. شگفتا که در نظام اسلامي اين مرکز، محفل يا افراد غيرقانوني چگونه تنها فاطمه رجبي را نشانه مي‌روند. سايتِ اول تعطيل شد، غيرقانوني، بدون اخطار، بدون شکايت؟!


سايتِ دوم حتي مهلت "يک ماهه" هم نيافت و بدون اخطار و احضار و ... غيرقانوني تعطيل شد. شايد در سايت دوم، يک مقاله بيشتر منتشر نشد. اين نشان از چه دارد؟ فاطمه رجبي چه مي‌نويسد؟ چي چيزي را دنبال مي‌کند؟ عليه که مي‌نويسد؟ آيا "دروغ" مي‌نويسد يا اتهام مي‌زند؟ آيا به حريم خصوصي افراد وارد مي‌شود يا اسناد محرمانه را در معرض اطلاع عموم مي‌گذارد؟ اگر چنين است هم بايد مصداق‌ها را بنماياند، و هم بنا به شيوه رايج مانند موسويان مدح و تمجيد شود يا مثل عماد باقي يا گنجي و ... – خداي ناکرده – قلم طلايي بگيرد. ... ملت ايران بايد بدانند با همه تنگناها، "سايت سوم" را راه‌اندازي کردم. خداي سبحان را شاهد مي‌گيرم که اين کار را در راستاي انجام وظيفه ديني دنبال مي‌کنم. باشد که آن "افراد" يا "محفل" و "مرکز غيرقانوني" اين‌بار مدتي از اجراي خفقان دست کشيده و مرا مجاز به انتشار مطالبم کنند.


اعلان مي‌کنم که اين سايت fatemerajabi.net مطابق روال قانوني ثبت گرديده است. 




 

















روزنامه اعتماد ملي در حرکتي جديد براي زير سؤال بردن «فرهنگ عاشورا»، طي مصاحبه‌اي با احمد صدري- از اعضاي حلقه کيان- به شرکت خودجوش و گسترده جوانان در مراسم عزاداري عاشورا اشاره کرده و از صدري پرسيد: «آيا نمي‌توان حضور جوانان در اين مناسک را نتيجه کمبود سرگرمي دانست؟(!)»


روزنامة آقاي کروبي: عزاداري عاشورا، نتيجة کمبود سرگرمي !



روزنامه اعتماد ملي در حرکتي جديد براي زير سؤال بردن «فرهنگ عاشورا»، طي مصاحبه‌اي با احمد صدري- از اعضاي حلقه کيان- به شرکت خودجوش و گسترده جوانان در مراسم عزاداري عاشورا اشاره کرده و از صدري پرسيد: «آيا نمي‌توان حضور جوانان در اين مناسک را نتيجه کمبود سرگرمي دانست؟(!)»


احمد صدري هم اهداف پرسش وقيحانة روزنامة اعتماد ملي را تکميل کرد و مدعي شد: «بله، البته جنبه‌اي از آن سرگرمي است. چرا شما اين دو مساله را از هم جدا مي‌کنيد؟ بله اين مسائل هميشه بوده؛ در کنار مراسم عزاداري‌ها و در همه فستيوال‌هاي مذهبي همسريابي هم مي‌شده است. جوانان دور هم جمع مي‌شدند، مي‌خنديدند و با هم تکيه راه مي‌انداختند. در کنار آن رقابت بين محله‌ها هم بود و هست.


آيا انتشار چنين مطالبي در ارگان حزب اعتماد ملي زيبنده شخصيت حجت‌الاسلام مهدي کروبي است؟






















صانعي: اولا‌ تفاوت ميان ديه زن و مرد بر خلا‌ف اصول و قواعد اسلا‌مي است که بر برابري همه انسان‌ها اعم از زن و مرد و سياه و سفيد، عرب و عجم در تمامي حقوق و امتيازات دلا‌لت دارد...در مقابل آن اسرائيلياتي است که زن را در منشأ خلقت و سرشت متمايز از مرد مي‌داند و معتقد است که زن پس مانده و اضافي است و يا براي خدمت به مرد آفريده شده که بر خلا‌ف قرآن کريم و باطل است که با کمال تأسف گاهي در کلمات بزرگان ما نيز اين نگرش و يا آثار آن يافت مي‌شود...


چند آيه قرآن براي آقاي صانعي !


صانعي: اولا‌ تفاوت ميان ديه زن و مرد بر خلا‌ف اصول و قواعد اسلا‌مي است که بر برابري همه انسان‌ها اعم از زن و مرد و سياه و سفيد، عرب و عجم در تمامي حقوق و امتيازات دلا‌لت دارد...در مقابل آن اسرائيلياتي است که زن را در منشأ خلقت و سرشت متمايز از مرد مي‌داند و معتقد است که زن پس مانده و اضافي است و يا براي خدمت به مرد آفريده شده که بر خلا‌ف قرآن کريم و باطل است که با کمال تأسف گاهي در کلمات بزرگان ما نيز اين نگرش و يا آثار آن يافت مي‌شود. ‌


 


خبرنگار: شما مي‌فرماييد زن و مرد در دين اسلا‌م برابرند و جايگاه زن در قرآن جايگاه والا‌يي است ولي در عمل، من به عنوان يک زن مدام با تضييع حقوقم در قوانين نوشته شده بر اساس اسلا‌م روبه‌رو مي‌شوم... ‌


صانعي: شما بفرماييد که در کجا مشکل وجود دارد تا ما حل کنيم. به هر حال اين مشکل، مشکل شماست و شما بهتر مي‌دانيد.


 


خبرنگار: عرض کردم خدمتتان قبلا‌.... ‌


صانعي: ما در بسياري از مسائل مانند ديه گفته‌ايم حتي بالا‌تر از آن ما مي‌گوييم زن مي‌تواند امام جمعه و امام جماعت و ولي فقيه بشود. شما ديگر چه مي‌خواهيد؟ اما اين وظيفه قانونگذار است که بر اين اساس قانون وضع کند و اگر قانونگذار دلش نخواست که اين قوانين را وضع کند، در آن صورت مقصر ما نيستيم.


 


خبرنگار: به نظر شما اگر امام خميني امروز در قيد حيات بودند با تغيير در قوانين مربوط به زنان موافقت مي‌کردند؟ ‌


صانعي: به نظر من اگر امام (سلا‌م‌الله عليه) بود با توجه به هوش سرشار و دانش عميق و عشق و دلسوزي وافري که نسبت به اسلا‌م داشتند که براي آن از همه‌چيز گذشتند و حاضر به تبعيد و تحمل زندان شدند، بي‌ترديد با هر آنچه که در خصوص تغيير قوانين در جهت حل معضل و رفع مشکل مردم و بيشترکردن علا‌قه مردم به اسلا‌م و کارآمد نشان‌دادن احکام اسلا‌مي نوشته مي‌شد، ولو با نظر فقهي شخص ايشان موافق نبود، مخالفتي نداشت چرا که ايشان اسلا‌م خواه واقعي بود و بارها در زمان خود ايشان اتفاق افتاد که جهت خروج از بن‌بست و حل مشکل، نظرات فقهي ديگر بزرگان را در تغيير قوانين پذيرا بود و اينجانب هم در برخي مواقع که مشکلا‌تي پيش مي‌آمد و به ايشان نامه مي‌نوشتم با توجه به عنايت و لطف ويژه‌اي که به بنده داشت مي‌پذيرفتند و دستور عمل مي‌دادند و اين معني را در تعريف‌هايي که فرموده‌اند مي‌توانيد ببينيد. امام همه چيزش را براي اسلا‌م داد. ايشان به غيراز کساني هست که اسلام برايشان تماما منفعت بوده است.


 


خبرنگار: پس بالا‌خره چکمه پوشيدن مصداق خودنمايي هست يا نه؟ ‌


صانعي: چکمه چه ربطي دارد به اين حرف‌ها؟ چکمه تبرج نيست. چکمه را مي‌پوشند چون برف مي‌بارد.


 






 قرآن کريم


او شما را از يک نفس آفريد، و همسرش را از (باقيمانده گِل) او خلق کرد؛ و براى شما هشت زوج از چهارپايان ايجاد کرد؛ او شما را در شکم مادرانتان آفرينشى بعد از آفرينش ديگر، در ميان تاريکي‌هاى سه گانه، مى‏بخشد! اين است خداوند، پروردگار شما که حکومت (عالم هستى) از آن اوست؛ هيچ معبودى جز او نيست؛ پس چگونه از راه حق منحرف مى‏شويد؟ (زمر/ 6)


 


خداوند در باره فرزندانتان به شما سفارش مى‏کند که سهم (ميراث) پسر، به اندازه سهم دو دختر باشد؛ و اگر فرزندان شما، (دو دختر  و) بيش از دو دختر باشند، دو سوم ميراث از آن آنهاست؛ و اگر يکى باشد، نيمى (از ميراث،) از آن اوست. و براى هر يک از پدر و مادر او، يک ششم ميراث است، اگر (ميت) فرزندى داشته باشد؛ و اگر فرزندى نداشته باشد، و (تنها) پدر و مادر از او ارث برند، براى مادر او يک سوم است (و بقيه از آن پدر است)؛ و اگر او برادرانى داشته باشد، مادرش يک ششم مى‏برد (و پنج ششم باقيمانده، براى پدر است). (همه اينها،) بعد از انجام وصيتى است که او کرده، و بعد از اداى دين است -شما نمى‏دانيد پدران و مادران و فرزندانتان، کداميک براى شما سودمندترند!- اين فريضه الهى است؛ و خداوند، دانا و حکيم است. (نساء/11)


 


 نهج البلاغه


بيان تفاوت‌هاي زنان و مردان اي مردم! همانا زنان در مقايسه با مردان، در ايمان، و بهره‏وري از اموال، و عقل متفاوتند، اما تفاوت ايمان بانوان، برکنار بودن از نماز و روزه در ايام عادت حيض آنان است، و اما تفاوت عقلشان با مردان بدان جهت که شهادت دو زن برابر شهادت يک مرد است، و علت تفاوت در بهره‏وري از اموال، آنکه ارث بانوان نصف ارث مردان است. مديريت خانوادگي پس، از زنان بد، بپرهيزيد و مراقب نيکانشان باشيد، در خواسته‏هاي نيکو، همواره فرمانبردارشان نباشيد تا در انجام منکرات طمع ورزند.(نهج البلاغه/ خطبه 79)


 


جايگاه زن و فرهنگ پرهيز در امور سياسي کشور از مشورت با زنان بپرهيز، که راي آنان زود سست مي‏شود، و تصميم آنان ناپايدار است، در پرده حجاب نگاهشان دار، تا نامحرمان را ننگرند، زيرا که سخت‏گيري در پوشش، عامل سلامت و استواري آنان است، بيرون رفتن زنان بدتر از آن نيست که افراد غير صالح را در ميانشان آوري، و اگر بتواني بگونه‏اي زندگي کني که غير تو را نشناسند چنين کن، کاري که برتر از توانايي زن است به او وامگذار، که زن گل بهاري است، نه پهلواني سخت‏کوش، مبادا در گرامي داشتن زن زياده‏روي کني که او را به طمع‏ورزي کشانده براي ديگران شفاعت نمايد. بپرهيز از غيرت نشان دادن بيجا که درستکار را به بيماردلي، و پاکدامن را به بدگماني رساند (نهج البلاغه / نامه 31)


 


و درود خدا بر او، فرمود: برخى از نيکوترين خلق و خوى زنان، زشت‏ترين اخلاق مردان است، مانند، تکبّر، ترس، بخل، هر گاه زنى متکبّر باشد، بيگانه را به حريم خود راه نمى‏دهد، و اگر بخيل باشد اموال خود و شوهرش را حفظ مى‏کند، و چون ترسان باشد از هر چيزى که به آبروى او زيان رساند فاصله مى‏گيرد. (نهج‌البلاغه / حکمت 234 )













نتيجه انتخابات سوم تيرماه 84، در مبنايي‌ترين ارزيابي‌ها، پيروزي گفتمان اسلام ناب محمدي صلي‌الله عليه و آله و سلم بود که مافياي قدرت و ثروت را با تمامي يال و کوپال 27 ساله در هم شکست. در اين گفتمان، همانگونه که حضرت خميني سلام الله عليه تاکيد داشت، امام غائب، محور و ملجأ بوده است. انتظار، سازندگي دنيا براي فرج است و فرج نه توسعه و سازندگي و نه ژاپن‌شدن و خردگرايي و نه اصلاح‌طلبي برانداز، بلکه ظهور منجي عالم براي نابودسازي بدعتگزاران و بدعت‌ها، دين‌ستيزان و مذهب‌سوزان، و دجال‌ها و سفيانيان تاريخ تعريف مي‌شود. از اين روي، به دليل فراموشي واقعي مفهوم امام غائب در دولت‌هاي 16 ساله، و ترويج و حاکميت تفکر و روش و منش اومانيستي، رويکرد فرامادي مردم به ويژه در مرحله اول در انتخابات، شکست فاجعه‌بار مافيا و مافياگران را ثمر داد. چه پيروزي براي ملت مسلمان و موعودگرايان شيعي در ايران و جهان از اين مهم، بالاتر و والاتر؟


بديهي است تلاش بي‌وقفه حضرت آيت الله مصباح در ترويج مباني تشيع و تبيين و تشريح فلسفه سياسي اسلام، و اشاراتي به حرام‌هايي که در دولت‌هاي 16 ساله حلال گرديده بودند از جمله "تغيير و دگرگوني فرهنگي و اقتصاد ربوي به ويژه بانکداري ربوي، در رستاخيز عظيم انتخابات رياست‌جمهوري هشتم، تاثيري بنيادين داشت.


هرگز نبايد فراموش کرد جمله مشهور و برآمده از نگرش و بينش و باور اعتقادي هاشمي رفسنجاني را که در دفاع از ربوي‌بودن بانکداري، حضرت آيت الله مصباح را به جرم مخالفت تئوريک با اين حرام الهي، مورد تهاجم قرار داد و اعلان داشت: کسي حق ندارد بگويد بانکداري ربوي است چون مردم آن را قبول کرده‌اند. (نقل به مضمون) و اين اعلام يعني تمام دينداري و احکام‌گرايي و انقلابي بودن در تفکر سازندگي و توسعه.


و نيز نبايد فراموش نمود ستيزه‌گري آشکار و گسترده محمد خاتمي را در 8 سال مصيبت‌بار که بنيان دين مي‌سوزاند، و انقلاب را به تاراج مي‌داد، و مذهب را در پروتستانيزم امريکايي خود شرحه شرحه مي‌کرد. دوراني که اصلاح‌طلبي برانداز، ايران و ايراني را به قربانگاه مي‌برد تا شايد برنامه برون‌مرزي را، اجرايي درخور ستايش داشته باشد.


هنرنمايي‌هاي مذهب‌ستيز محمد خاتمي با انجام عمل حرام در سال گذشته، و تقديس امريکا، و مشروعيت‌بخشي به اسرائيل و نمادهاي بسيار ديگر که برخي از آنها در گوشه و کنار برخي روزنامه‌ها جزو اعمال درخشان حجت‌الاسلام و المسلمين خاتمي!!! ثبت مي‌شود، فجايعي است که سبب مي‌گردد نسل‌هاي آينده، ما را به دليل تحمل آن نفرين کند!


از آن دوران سياه که با سکوت مرگبار چهره‌هاي برجسته نظام به ظاهر مخالف اصلاح‌طلبي همراه بود، مصباح دين  تنها طلايه‌دار پاسداري حريم اسلام و تشيع بود و تنها سر به دار دلير در اين مسير علوي عليه‌السلام. او چنان ره پيمود که هتاکان و قلم به مزدان اجير، با اشاره پست‌ترين عناصر سردمدار معرکه اصلاح‌طلبي، حريم و حرمتش دريدند و رذيلانه‌ترين راهکارهايي که حتي در دوران محمدرضاي خائن کم‌سابقه بود، پيرامون اين چهره درخشان اسلام و تشيع به اجرا گذاردند.


اما انتخابات رياست جمهوري نهم که شکست کامل کمر مافياي فسادانگيز در کشور امام زمان بود، اين جمله الهي حضرت خميني به دستگاه ننگين پهلوي و ساواک جنايتکار را در تاريخ مکرر کرد که: «ديديد چه غلطي کرديد. بر ديوار نوشتيد خميني ...» آنگاه که در سه سال پيش خيزش ملي ايران اسلامي،‌ خيانت و جنايت تروريسم ايماني اصلاح‌طلبان و مافياي حامي آن را از صحنه خارج ساخت و ...


چنين بود که آن خبيث‌‌هاي تشنه قدرت و زخم‌خورده از ملت، بيش از همه از حضرت آيت الله مصباح، کينه در دل گرفتند که چرا با همت والاي خويش، حسيني در صحنه ماندند، و مانع بزرگ بقاي فساد فکري، سياسي و اقتصادي اصلاح‌طلبانه و توسعه‌مدارانه گرديد.


تهاجم بي‌شرمانه روزنامه ضد "اعتماد ملي" به چهره تابناک آيت الله مصباح ماموريتي بيگانه‌پرستانه است، و البته در راستاي اهداف قدرت‌طلبان شکست‌خورده از ملت! اين عمل شرم‌آور که يادآور مقاله ننگين «رشيدي مطلق» مي‌باشد و آبرو و حيثيت دارندگان لباس روحاني در اين حزب و روزنامه را بر باد مي‌دهد، بروز خشم و بغض همه شکست‌خوردگان از ملت است. از کارگزاران قيصر گرفته، تا مشارکت امريکايي، و مهاجمان عليه اعتماد ملي و ... آنان که از اعجاز الهي در سوم تير 84 تا کنون در انتخابات پي در پي با شکست ذلت‌بار از سوي ملت مسلمان ايران روبارو مي‌شوند! روسياهي اين قوم مافيايي که يکي از مديران خوشنام آنها به جرم کوچک اقدام عليه امنيت ملي محکوم شده به حدي است که مليت و ايرانيت را شرمنده مي‌کند، چه رسد به مسلماني و شيعي‌گري!


به همين جهت زهر کين و حقد عليه گفتمان پيروز مهدوي عجل الله تعالي فرجه الشريف متوجه درخشان‌ترين چهره روحاني،‌حضرت آيت الله مصباح مي‌گردد که در وارستگي اقتصادي، پرچمدار روحانيت حوزه‌هاي علميه است، و در پاسداري از فرهنگ اسلام ناب، طلايه‌دار افتخارآفرين و در پشت کردن به قدرت و رياست‌طلبي يگانه‌اي است که کمتر نمونه‌اي در واويلاي سياست‌کاري اين دوران دارد.


به راستي هتاکي ساواکي‌گونه قلم به مزد اين روزنامه، چه مطلبي را دنبال مي‌کند؟ و چرا حوزه‌هاي علميه در اين باره سکوت پيشه‌ کرده‌اند؟ آيا خداي ناکرده سياست مصلحت‌گرايانه را در برابر روزنامه‌اي اتخاذ کرده‌اند که خروارها مساله ضدملي و ضدديني و ضدانقلابي در کارنامه آن وجود دارد. تنها درج آگهي "زني بدنام از وابستگان دربار پهلوي" در صفحه نخست اين روزنامه کافي است که مشي انقلابي آن مشخص شود. زني که به عنوان دست‌پرورده اشرف پهلوي در خاطرات فردوست مفصل لجن‌زار زندگي‌اش تشريح گرديده است.


جرم آيت الله مصباح که اين ننگين‌نامه آن را نقطه تاريک زندگي ايشان ذکر کرده، چيست؟ تکرار دروغ و اتهام انقلابي! در اين قلم به مزدي، يک کينه‌ورزي مکرر است که: حضرت آيت الله مصباح در تاريخي که امام توصيه به عدم برپايي باشکوه جشن نيمه‌شعبان کرده‌اند، ايشان اين جشن را برپا نموده‌اند.


چه مي‌توان گفت با مشتي مزدور و جيره‌خوار که تنها راه زندگي مرگبارشان دروغ‌پردازي، اتهام‌زني، شايعه‌سازي و در يک کلمه تخريب روحانيت وارسته و تاثيرگذار است تا دزدان و غارتگران و وابستگان به بيگانه و سياسي‌کاراني که براي رسيدن به قدرت، حتي ارتباط با سفارتخانه‌ها و دولت‌هاي ملحد را يک افتخار مي‌دانند، بتوانند آسوده‌خاطر به حيات تاريک خود ادامه دهند.


با اين وجود براي ارادتمندان به وجود تابناک حضرت آيت الله مصباح از نسل سوم، ذکر دو نکته خالي از لطف نمي‌باشد. گرچه اين خيل بيدار هرگز ننگين‌نامه‌ها را پشيزي ارزش قايل نيست.


اولا در چند سال پيش که ويرانگري تبهکاران اصلاح‌طلب، به ترور شخصيت آيت الله مصباح اقدام نمود، و اين دروغ را که باطن منجي‌ستيزانه دشمنان آيت الله مصباح را آشکار مي‌کند، مطرح کرد، اطلاعيه‌اي از سوي دست‌اندرکاران مؤسسه در تاريخ مورد بحث صادر شد، که در آن به نداشتن رياست حضرت آيت الله مصباح در مؤسسه مذکور در آن تاريخ تاکيد شده بود. علاوه بر اين که به طور کلي تعمير آن بنا در موعد مورد نظر، موجبي براي نبود امکان بر پايي جشن اظهار گرديده بود.


بنابراين لجن‌پراکن‌هاي دين‌ستيز و مذهب‌سوز با رسوايي تمام، بار ديگر طبل امريکايي روحانيت‌ستيزي را به صدا درآورده‌اند، تا رسوايي شکست بزرگ در انتخابات را پرده‌پوشي کنند.


ثانيا به نسل سوم که از رويدادهاي پيش از انقلاب آگاهي ندارند، تاکيد مي‌شود با تفحص در آن دوران دريابند آيا پس از فقط سه سال زنداني بودن، درخواست عفو ملوکانه کردن، و در رديف همکاري‌کنندگان با ساواک از گروه گلسرخي نشستن، و آزادي از زندان را به اين "بهاي عفن خريدن" بالاتر از نقطه تاريک، يک خط تاريک و يک زندگي تاريک نيست؟ آيا اين امر، انقلابي‌بودن و نستيجر بالله خط امامي بودن است؟ اما به فرض جشن باشکوه گرفتن براي امام عصر عجل‌الله تعالي فرجه الشريف، يک نقطه تاريک و جرم غيرقابل بخشش مي‌باشد؟ زهي بي‌شرمي که "سفيانيان" چنين عمل مي‌کنند و معارضه با مهدويت را در دروغ‌پردازي وقيحانه دنبال مي‌نمايد.


نکته ديگر در اين سياه‌نامه "دروغي بزرگ" است که متوليان نشر آثار امام به دليل هم‌خطي و هم‌هدفي با مطرح‌کنندگان آن، چشم‌پوشي مي‌نمايند.


آيا تخريب آيت الله مصباح از قول حضرت امام سلام‌الله عليه در نوار سخنراني ايشان موجود است؟ يا دستخط مبارک آن حضرت؟ آيا اين تخريب‌گري به نام امام، در زمره خاطره‌گويي‌هاي هاشمي رفسنجاني است که متوليان مؤسسه فوق‌الذکر آن را مورد عطوفت قرار مي‌دهند؟


آيا اين آقايان و مدعيان دروغين امام، فقط خود را در مساله‌اي چون "نوشته در ارتباط با آقاي سيدحسن خميني" مسؤول مي‌دانند؟ و اين مسؤوليت را تا مرز دوختن دهان و بريدن زبان و قطع‌کردن دست نويسنده يا مسؤول يک سايت دنبال مي‌کنند تا هم آزادانديشي و آزادي بيان را در يک شخص‌پرستي تمام‌عيار به تاريخ و نسل‌ها اعلان نمايند.


از افرادي چون هاشمي رفسنجاني و حسن روحاني که براي انتقاد نسبت به سيدحسن خميني، هر چند با ادبيات تند، غوغاسالاري نمودند، انتظار نيست که در اين عرصه وارد عمل شوند، و چه بهتر که وارد نگردند، زيرا اين عرصه، ميدان آزمايش روحانيت اصيل و وارسته و پاسداران حقيقي شريعت محمدي صلي‌الله عليه و آله و سلم است. اما قشرهاي آگاه و آزاده که با آراي خود، صداي خرد شدن کمر مافياي قدرت و ثروت را حتي در کوتاه‌مدت به گوش مافياگران رسانيدند، و رهايي نظام اسلامي از چنگال سرسپردگان به انديشه دين‌سوز رنسانسي را در پرتو انديشه‌هاي تابناک حضرت مصباح به سرانجام رساندند، موظفند که اين يورش مغولانه را پاسخ گويند.


بديهي است اين تلاش‌هاي ضدانساني بر آن است تا فرهنگ‌سوزان وابسته به امريکا را در اصلاح‌طلبي برانداز بار ديگر به حاکميت بازگرداند. البته شکست مفتضحانه اين قوم مهاجم در انتخابات مجلس هشتم، مارهاي زخمي را زخمي‌تر کرده و لجام‌گسيخته‌تر به لجن‌پراکني واداشته است.


اما ملت نخواهد گذاشت که اين انديشه‌سوزان ضد ملي با ترور شخصيت وارسته کم‌نظيري چون حضرت آيت الله مصباح، بستر بيگانه‌پرستي و حاکميت وابستگان را بار ديگر فراهم کنند، و مصالح و منافع اسلام و مسلمين و ملت ايران را در دسترس تجاوز دشمنان اسلام و قرآن قرار دهند.


فاطمه رجبي



*

در اين جلسه ميرباقري معاون سيما به انتقاد شديد از سريال "ساعت شني" پرداخته و با اشاره به اينکه سريال مزبور نسبتي با ارزشهاي جامعه ايراني ندارد، نسبت به سياه نمايي هاي مطلق به تصوير کشيده در اين سريال اعتراض کرده است.ادامه مطلب...


کاهش سن علاقه جوانان به فساد مرهون زحمات صداوسيما!
*

صدا وسيماي ما اگر به صورت علني مردم را به گناه دعوت مي‌کرد، اشکالش کمتر از اين بود که اکنون براي گناه زمينه‌سازي مي‌کند. سن علاقه دختران و پسران در جامعه ما که مظاهر علني فساد مشخص نيست به شدت پايين آمده و اين صرفا مرهون زحمات دوستان در صداوسيما است.ادامه مطلب...



بسمه تعالي


اطلاعيه


اين وبسايت متعلق به خودتان مي باشد


برادران و خواهران گرامي با سلام،عرض ادب و احترام ضمن تشکر و سپاسگزاري از همراهي ما و با گذشت يکسال و نيم از عمر وبسايت فرهنگي بدينوسيله به استحضارتان مي رساند مديريت وبسايت در نظر دارد از کليه برادران و خواهران اهل قلم که در ضمينه هاي مختلف فکري، فرهنگي، اجتماعي و ديني ،اخبارتالارهاي گفتگو مارا در اين راه همراهي بفرمائيد.و مطالب خود را بر روي وبسايت انعکاس دهيد.


درضمن نام کاربري وبسايت mahdy  ورمز عبور 113 مي باشد موفق باشيد.


 


 













 


آيت الله مکارم شيرازي، مديران راديو جوان را به دليل جوسازيهاي صورت گرفته از سوي آنان و برخي سايت هاي نزديک به اين جريان، به حضور نپذيرفت.




 «حزب‌اللهي يعني آن‌که در خدمت خداست و هيچ وابستگي تشکيلاتي و سياسي جز وابستگي به انقلاب و اساس انقلاب – که اراده الهي است – ندارد»



يک مداح مشهور تهران با تأکيد بر هوشياري نيروهاي انقلاب، نسبت به تحرکات جريان برانداز ضدديني براي بازگشت به قدرت هشدار داد.


 


 



حاج منصور ارضي که روز گذشته در اجتماع عظيم دعاي عرفه سخن مي گفت، با اشاره به نمونه هايي از آغاز دور جديد اظهارات ضدديني از سوي برخي افراد نظير يکي از نمايندگان تبريز در مجلس و عضو سابق دفتر تحکيم، خاطرنشان ساخت: لقمه حرام انسان را به جايي مي رساند که براي قدرت دست به هر کاري مي زند.ادامه مطلب...


از هولوکاست سرخ پوستان تا هولوکاست


ناکازاکي و هيروشيما 


جهانبخش سلمانيان


نمي دانم فيلم" آپوکاليپتو "را ديده ايد يا نه؟ آخرين فيلم "ميل گيپسون"که در آن با جلوه هاي ويژه اي خاص و فيلم نامه ي مهيج فضاي معيشتي و فرهنگي حاکم بر زندگي قبايل سرخپوستي را که قبل از تسلط اروپايي ها به قاره آمريکا در آن زندگي مي کردند به تصوير مي کشد فضاي توحشي که در آن قبايل مختلف به همديگر حمله کرده و همديگر را به صورت وحشيانه قلع و قمع مي کنند سرهاي همديگر را مي برند دل هاي همديگر را از سينه در آورده ودر آتش مي پزندو...و در اين قسمت از فيلم هيچ چيز از ذهن احساساتي يک بيينده نمي گذرد مگر اينکه "اي کاش گروهي از آدم هاي غير وحشي بيايند وهمه اينها را از بين ببرند مگر قهرمان داستان وقبيله او را که آدم خوب هاي اين قبايل هستند".


زماني نمي گذرد که بينندگان به آرزوي خود مي رسند آخر فيلم کشتي هاي سفيد پوستان اروپايي وارد اين سرزمين مي شوند و فيلم همين جا تمام مي شود و بيننده راضي از نتيجه فيلم تلويزيون را خاموش ميکند...


در نظر بيننده فيلم به خوبي تمام مي شود غافل از اينکه اصل ماجرا از همین پایان فیلم آغاز می شود.هولوکاست سرخ پوستان آمریکایی زمانی اتفاق می افتد که فیلم تمام شده و تلویزیون بیننده خاموش است وباید هم خاموش باشد چون مثل دیگر هولوکاست هه نباید در مورد آن تحقیقی صورت گیرد- فیلم نامه ای نوشته شود و فیلمی ساخته شود .


اگر تحقیق جامعی صورت می گرفت دقیقا می شد فهمید چه تعداد از این سرخ پوستان توسط همین کشتیرانان غیر وحشی کشته شده اند.بعضی ها می گویند از هشتاد میلیون سرخ پوست ساکن آمریکا شصت میلیون نفر کشته شده اند{شاید آن ۲۰ میلیون نفر باقیمانده همان قهرمان داستان و قبیله او باشند که آدم های خوبی بودند} بعضی ها می گویند کمتر وبعضی ها بیشتر از آن را تخمین می زنند اما چه کنیم که آمار دقیق در نتیجه تحقیقات دقیق در دست نداریم.گویی معمای همه هولوکاست ها باید حل نشده به زباله دان تاریخ فرستاده شود


هولوکاست سوم هم که در نتیجه بمباران اتمی هیروشیما وناکازاکی به وقوع پیوست همین گونه به زباله دان تاریخ رفت.


این که چرا هولوکاست اول و سوم را عرض کردم و دومی را برای آخر نوشته نگه داشتم این است که این هولوکاست از دو نظر با دو هولوکاست دیگر متفاوت است:


اول اینکه به اعتقاد بسیاری از صاحب نظران بر خلاف دو هولوکاست دیگر که حقیقی بودند و رسانه ها در فضای مجازی سعی در تکذیب و تقلیل آماری آنها داشتند این هولوکاست حداقل در بعد آمار و ارقام یک هولوکاست ساخته شده در فضای مجازی رسانه هاست.


دوم اینکه این هولو کاست از حیث وقوع-و نه ارقام- نه تنها به زباله دان تاریخ نرفت بلکه بهانه ای شد برای تشکیل کشوری متشکل از قربانیان حادثه در قلب کشوری دیگر که هیچ نقشی در وقوع حادثه نداشت.


حال سوالی که به ذهن هر انسان منصفی خطور می کند این است :حال که یک هولوکاست ساخته شده در فضای مجازی رسانه ها می تواند کشوری در قلب کشوری دیگر بسازد چرا دو هولوکاست حقیقی نه تنها نمی توانند کشوری در قلب اروپا برای سرخ پوستان و کشوری در قلب آمریکا برای قربانیان هیروشیما و ناکازاکی بسازند بلکه اصلا اسمی از آنها در هیچ جایی برده نمی شود؟


                                                                                     وب سايت الف لام ميم




«جناب آقاي بوش

رياست محترم جمهوري آمريکا

با سلام،

احتراما،به مصداق کلام وحي در قرآن کريم سوره 39-آيه 18:«آن بندگاني که چون سخن حق بشنوند نيکوتر آن را عمل کنند،آنان هستند کساني که خدا به لطف خاص خود آنها را هدايت فرموده و هم آنان به حقيقت خردمندان عالمند.»

پيرو حضور جناب آقاي دکتر احمدي نژاد، رياست محترم جمهوري اسلامي ايران در دانشگاه کلمبيا، بدين وسيله از جنابعالي دعوت مي شود در جلساتي با حضور اساتيد و دانشجويان اين دانشگاه جهت ايراد سخنراني و شرکت در پرسش پاسخ در خصوص مسائلي مانند حقوق بشر، تروريزم و هولوکاست حضور به هم رسانيد.

ضمناً به اطلاع مي رساند که دانشگاه فردوسي مشهد بزرگترين و قديمي ترين دانشگاه شرق کشور ايران و داراي دانشجوياني از 14 مليت مي باشد.»


در پي دعوت رياست محترم جمهوري دکتر احمدي نژاد از حضور بوش در ايران جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه فردوسي ، از وي دعوت کرد تا با حضور خود در اين دانشگاه به سوالات دانشجويان جهان اسلام پاسخگو باشد. خبر هاي جديدتر از اين دعوت در اسرع وقت روي اين وبلاگ قرار مي گيرد.

جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه فردوسي کارگاه بررسي حقوقي تاريخي و ژئوپولوتيک فلسطين برگزار مي کند.


مهدي بادپا دبير جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه فردوسي در گفت و گو با خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)- منطقه خراسان، درباره برنامه هاي جامعه اسلامي دانشجويان به مناسبت روز قدس گفت: در کارگاه بررسي حقوقي، تاريخي و ژئوپولوتيک فلسطين دکتر وکيلي استاد تاريخ دانشگاه فردوسي، دکتر خواجي استاد حقوق دانشگاه فردوسي ، دکتر رامين و احتمالا تني چند از خاخام هاي يهودي  سخنراني دارند.


 وي افزود: مسابقات فوتبال، جام قدس را نيز در دانشگاه فردوسي با حضور تيم هاي دفاتر دانشکده اي دانشگاه علوم پزشکي ، فردوسي و شهيد منتظري خواهيم داشت که در فينال اين مسابقات تيم برتر جامعه اسلامي دانشگاه هاي مشهد معرفي خواهد شد.






   1   2      >
محبوب ترينِ مردم نزد خداوند در روز قيامت، فرمان برترينِ آنها نسبت به او و پرهيزگارترينِ آنان است . [رسول خدا صلي الله عليه و آله]