اگر مقدورم بود تمام زبانهاي دنيا را فرا ميگرفتم. ما روي عشق و علاقه به زبان زمانمان که "فرانسه" بود و در آن موقع بسيار رايج بود به فراگيري آن پرداختيم. استادمان علامه شعراني رحمه الله عليه زبان فرانسهاش بسيار قوي بود.
به نظر شما کتاب اصلا مهم هست يا نه؟
ما خواهان عزت و اعتلا وارتقاي جوانان عزيزمان هستيم، به اين اميد که در آينده از افراد نامور، فاضل و عالم، دانشور، دانا و دانشمند و همگي از ارباب اهل قلم براي کشور جمهوري اسلامي ايران گردند و مدينه فاضلهي کاملي را تشکيل دهند. به حضور جوانان عزيز کشورمان اعم از دبيرستاني و دانشگاهي، دختر خانم و آقا پسر بايد عرض کنم که الان که جوانيد و زمان کسب علوم و معارف شماست و سرمايهي کسب علوم و معارف را دارا ميباشيد، بايد همت بگماريد که نهال وجود شريفتان ان شاءالله شجرهي طيبهي طوبايي شود که وصف کردم. از الان مراقبت و مواظبت از خودتان را فراموش نکنيد و کشيک نفس بکشيد که اين صنع الهي را که وجود شريف شماست، به دست هوي و هوس ندهيد و آن را تباه نکنيد. به جوانان عزيز بايد عرض کنم: در اين سنين، جواني کتب سودمند مطالعه کنيد و از مطالب هرزه، داستانهاي پليد و اشعار آلوده دوري جوييد.
حديثي از اميرالمؤمنين (عليهالسلام) هست که امام علي (عليهالسلام) در يکي از کوچههاي کوفه در حين عبور، جواني را ديد که سرگرم خواندن تصنيفهاي هرزه است. آقا به آن جوان فرمود: اي جوان تو داري کتاب وجود خودت را با چه چيزهايي پر ميکني؟ تصنيفهاي هرزه براي چه بايد در دفتر دل بنگاريد که خيلي با ارزش است.
دفتر حق است دل، به حق بنگارش
نيست روا پر نقوش باطله باشد
چرا به جاي اشعار آلوده، اشعار حکيمانه در دفتر دل نباشد؟ چرا به جاي تصنيفهاي هرزه، علوم، معارف و فرهنگ قرآني و حقايق اسلامي در دفتر وجود انسان حک نشود؟ از کوزه همان برون تراورد که در اوست.
آن کس که سرمايه علمي دارد، حرفش پخته، قلمش سنگين و وزين و آثار وجوديش ارزشمند بوده و محيط بر زمان و مکان است و انساني است هميشگي. کتاب وجود انسان آن گوهر ماوراي طبيعت است که نامش نفس ناطقه و روح و روان است. همان حقيقتي که علوم و معارف هر چه در آن بريزند سعهي وجودي و نورانيتش بيشتر ميشود، گنجايشش نيز به مراتب بيشتر خواهد شد.
قدر خود بشناس و مشمر سرسري
خويش را کز هر چه گويم برتري
آن که دست قدرتش خاکت سرشت
حرف حکمت بر دل پاکت نوشت
شيخالرئيس ابوعلي سينا رسالهاي دارد که همانند ديگر رسالههايش ارزشمند است، به نام رساله «عهد»، اين مرد بزرگ در آن رساله ميفرمايد: من عهد بستهام با خدايم که قصههاي آلوده و افسانههاي بيجا و غلط که انسان را به انحراف ميکشاند و او را از خودش فراموشي ميدهد و از کمالش باز ميدارد، مطالعه نکنم. افسانههاي آلوده انسان را به لجن ميکشاند و باعث ميشود انسان قادر به زندگي در اجتماع نباشد. بدبو و متعفن ميشود و حتي از خودش بدش ميآيد و جامعه او را نميپذيرد و حتي پدر و مادر و دودمانش از او فرار ميکنند. چرا جوان به تصنيفهاي هرزه و افسانههاي پليد رو آورد؟
انسان در اين قبيل نوشتهها به خيال خود دل خوش است، نه به عقل. عقل از رمانهاي هرزه تبري ميجويد. انسان آن است که عاقل باشد و زمام امورش در دست عقل نگه داشت.
و آيا کتاب در پي ريزي تمدن بشر نقشي دارد؟
به عرض ميرسانم دربارهي اين سؤال شريف شما يک جملهي کوتاهي در آثار پيشينيان هست که در مقام تعليم و تربيت از اهميت بسزايي برخوردار است. پيشينيان فرمودهاند: «العلم صيد و الکتابه قيد» دانش صيد و شکار است و کتابت قيد و پابند آن دانش است، علمي را که انسان صيد و شکار کرده است بايد به قلم بياورد تا فراموش نشود.
کتابهاي وزين و سنگيني که در جامعه ما و در کتابخانههاي ما در رشتههاي گوناگون موجود است، نتيجه تلاش و زحمات طاقت فرساي دانشمندان گذشته است. کساني که علومشان را قيد کرده و به بند کشيدهاند. اگر زحمات آنان نبود، امروزه علوم و دانش به چنين پيشرفتي دست نمييافت.
حديثي از امام حسن مجتبي (عليه السلام) هست که وقتي آن حضرت براي چهارمين بار مسموم شدند و آثار زهر در جانشان رخنه کرد و کارگر شد و ديدند که از اين نشأه ارتحال ميکنند. امام (عليه السلام) چه کرد؟ يکي از کارهاي آموزنده امام که حجه الله است – و البته همه کارهاشان آموزنده براي تعليم بشر است- آن حضرت دستور دادند که برادرزادهها، فرزندان خود و خردسالان دودمانش در منزل جمع گردند ( اين مطلب را يعقوبي در تاريخش ذکر کرده است). و با اينها به گفت و شنود نشست و به آنها فرمود: شما امروز خردسالان اجتماع هستيد و در آينده پدر و مادر و رجال و نساء اجتماعيد، از الان به فکر آينده خودتان باشيد که اجتماع بعدي را شما بايد اداره کنيد.
در ابتداي اين فرمايشها به آنان فرمود: با خودتان دفتر و قلم همراه داشته باشيد و پيش دانشمندان که ميرويد حرفهايشان را هدر ندهيد، حرفهايي را که ميشنويد در دفترتان يادداشت نماييد که يک روز به کارتان خواهد آمد.
جامعه ما به چه موضوعاتي بيشتر نياز دارد؟
جامعه ما به علوم گوناگون نياز دارد و آنچه را که عقل و شرع امضاء فرمودهاند همه محترمند و بعد از علم دين که علم انسان ساز است، اجتماع به طبيب، بازرگان معتبر و متدين و حافظان اجتماع نيازمند است. حافظان اجتماع که همان ارتش باشند نگاهدارندهي اجتماعي و سنگر مردمند و حافظ حد و مرز اجتماع هستند. قرآن کريم فرمود ما براي سعادت بشر دو چيز فرستاديم؛ يکي کتاب و ديگري آهن.
در بعضي از تفاسير عنوان کردهاند که عطف آهن بر کتاب چگونه عطفي است و چه ارتباطي بين آهن و کتاب وجود دارد که اينها به هم عطف شدند؟ نزول کتاب با «انزلنا الحديد فيه بأس شديد» اين چه تناسبي با هم دارد؟ بعد فهميدند که حديد به معني شمشير است و استفاده از شمشير، کار ارتش است. حديد نگاهدارندهي نظام است. مگر جامعهاي بدون حديد پايدار ميشود؟ «و لکم في القصاص حياه يا اولي الالباب»
همچنين جامعه به صنايع و به دانشوران و آنچه را که عقل و شرع براي تکامل اجتماع و براي حفظ مدينهي فاضله اجازه فرمودهاند، نياز دارد.
حضرت رسول اکرم (صلي الله عليه و آله) به اصحابشان فرمودند: از شما کساني باشند که زبان بيگانگان را بياموزند تا نامهها را بخوانند و بفهمند و حتي امر فرمودند که زبان ديگر قبايل را ياد بگيرند، چرا که زبان هر طايفهاي نردباني است براي رسيدن به مقاصد آن طايفه.
پس آنچه را که جامعه براي نگهداري پيکره اجتماع و مدينه فاضله نياز دارد، همه پسنديده است و نويسندگان ما نيز براي پروراندن آن حقايق بايد دست به قلم ببرند و اولين چيزي که از اهميت بسزايي برخوردار است، «آدم سازي» است. براي هر گروه، بايد معارف و علوم اسلامي به همان نسبت، برايشان به صورت کتاب نوشته شود و غذاي روحيشان به اندازه ظرفيت ادراکيشان باشد.
کتاب به معني سفرهي غذاهاي معنوي انسانها و به خصوص نسل جوان اجتماع است. لاجرم کتاب بايد انسانساز بوده و در تشکيل مدينهي فاضله نقش داشته باشد؛ و غرض و ايدهي نويسندهي کتاب، نشر بذر معارف در نفوس مستعد باشد. امام اميرالمؤمنين علي (عليه السلام) دانشمندان را به زارع تشبيه فرموده است، و دلهاي پذيراي معارف را به مزارعه، چنانکه در نهجالبلاغه فرموده است: «يحفظ الله بهم حججه و بيناته حتي بودعوها نظرائهم و يزرعوها قلوب اشباههم»
آدمي محتاج است به تحصيل علوم معنوي و آشنايي با معاني کلمات کتاب هستي، و فراگرفتن و حرف و آنچه که وسايل و لوازم زندگي مدينهي فاضله انساني بدان نيازمند است و موجب ترقي و تکامل تمدن بشري است. اين کتاب است که بهترين سبب و وسيله برای رسیدن این آرمانهای ارزشمند دنیوی و اخروی است. بدین لحاظ، کتاب در اجتماع، موقعیت و اهیمت بسزایی دارد و ارباب قلم نیز دارای وظیفهای بسیار خطیر و سنگین هستند. انسان باید بکوشد تا خود کتاب و کتابخانه زنده باشد و به قول شمس مغربی:
مرا به هیچ کتابی مکن حواله دگر
که من حقیقت خود را کتاب میبینم
این مطلب بدین معنی است که علم و عمل در حقیقت، جوهر انسان سازند، و انسان آنچه را فرا گرفته و بدان عمل نموده است، گوهر ذات او میگردد. و به عبارت دیگر: علم و عمل خود سازنده وجود است. هر خردمند فرزانه بنگرد که در شب و روز، خودش را چگونه میسازد. و این مطلب وزین، بر اصل استوار و پایدار اتحاد عقل و عاقل و معقول، یعین علم و عالم و معلوم، و هم اتحاد عمل و عامل و معمول است. چه این که عمل را دو روی است، رویی با زمان و ماده است که متصرم و منقضی است، و رویی با ماورای زمان و ماده و طبیعت است که حقیقت گوهر انسان میشود و همیشه باقی و برقرار است. لذا پیغمبر خاتم (صلی الله علیه و آله و سلم )به قیس بن عاصم فرمود: همهی احوال و نشیب و فراز را که در پیش داری، آن عمل تو است. غرض این که مرد و زن بزرگوار اجتماع ما باید بکوشند تا خود کتاب زنده جاودانه سودمند باشند، که جوهر ذات آنها به نور دانش فروغ گیرد. به قول حافظ شیرین سخن:
گوهر معرفت آموز که با خود ببری
که نصیب دگران است نصاب زر و سیم


